وکیل، دانایِ فروتن است نه مغرورِ مدعی |
وکالت، حرفهای است که در آن عدالت، نه مطلق که نسبی معنا میشود؛ چراکه وکیل، پاسدار حقِ موکل خویش است، حتی اگر این حق، در تضاد با حقی دیگر قرار گیرد. این رسالتی است خطیر که اگر بهدرستی ایفا شود، وکیل را در قامت مدافع قانون جلوه میدهد، وگرنه، او را از شأن وکالت دور میسازد. وکیل نه فرشتهای آسمانی است که بیچشمداشت در پی عدالت مطلق باشد، و نه معصومی است که از هر خطا مبرّا باشد؛ بلکه انسانی است که در ازای دریافت حقالزحمه، به دفاع از موکل برمیخیزد، در مسیر پرپیچوخم حقیقت، گاه همپای انصاف و گاه اسیر مصلحت. انبوهسازی بیمهار وکالت؛ از انحصار تا افول شایستگیدر دهه هفتاد، سیاستهای بسته و نگاه محدودنگر برخی مدیران، مسیر وکالت را بر بسیاری از حقوقدانان برجسته مسدود کرد. اما خلأ ناشی از این تنگنظری، فرصتی شد تا با تصویب قانون برنامه پنجساله در سال ۱۳۷۹، مرکز مشاوران حقوقی و وکلای قوه قضائیه پا به عرصه بگذارد. این آغاز فصلی تازه بود؛ فصلی که در آن، وکالت از قالب انحصاری پیشین خارج شد و بر شمار وکلا افزوده گشت. با تصویب قانون تسهیل، این جریان شتاب گرفت، تا جایی که سالانه بیش از بیست هزار نفر از فارغالتحصیلان حقوق، بیهیچ سنجش عمیقی، به جرگه وکلا پیوستند. اما این گشایش بیحسابوکتاب، نه رونق وکالت که زوال اعتبار آن را در پی داشت؛ چراکه بسیاری از پذیرفتهشدگان، در آزمونهای علمی نمرهای نزدیک به صفر یا حتی منفی داشتند. زنگ خطری که در آن روزها نادیده انگاشته شد، اینک در پژواک آینده، هشداری هولناک را فریاد میزند. استقلالِ کانون وکلا؛ حقیقت یا سراب؟در روزگاری که استقلال، شعاری پرطمطراق و تهی از مصداق شده، این پرسش مطرح است: کانون وکلا از کدام استقلال سخن میگوید؟ اما فراتر از این محدودیتها، دغدغهای دیگر سایه افکنده است: احتمال ادغام کانون وکلا در مرکز وکلای قوه قضائیه. اگر چنین شود، نهتنها استقلال، که هویت تاریخی کانون وکلا نیز در محاق فرو خواهد رفت. سراب خودبرتربینی؛ درسی برای نسل نودر فضای مجازی، عدهای از وکلای جوان که بهتازگی به جرگه این حرفه پیوستهاند، داعیه برتری علمی و استقلال کانون وکلا را در برابر مرکز وکلای قوه قضائیه سر دادهاند. اما حقیقت چیست؟ آیا سزاوار است که وکیلی که هنوز دفتر وکالتش بوی کاغذهای نو دارد، در قامت قضاوت برآید و پیشکسوتان این حرفه را به ناآگاهی متهم کند؟ آنکه خود در مسیر آموختن است، بهجای افتادن در دام توهمات، بهتر آن است که فروتنی پیشه کند و به فراگیری آداب وکالت و پاسداری از اخلاق حرفهای بپردازد. پایان سخن؛ وکیل، دانایِ فروتن است نه مغرورِ مدعیدر جهانی که عدالت، گاه در همهمه منافع گم میشود، وکیل بیش از هر چیز، نیازمند سه سلاح است: دانش، اخلاق و تجربه. دکتر ناصر سربازی وکیل دادگستری و مشاور حقوقی |
| http://www.vekalat.org/public.php?cat=1&newsnum=4124855 |